

شناخت تاریخ پزشکی در ایران فقط برای افتخار کردن به داشته های نیاکانمان نیست . با درک جایگاه پزشک و حکیم از ادوار دور تا کنون , رهپوی دانش طب به عرصه هویتی وسیع تر دست می یابد و به شناختی تکوینی تاریخی از طب مخصوصا در ایران می رسد . خاستگاه دانش پزشکی را نمی توان فقط در غرب و تاریخ آن را فقط دو سده اخیر برشمرد . این دانش نوین بر پایه سال ها تجربه پیشینیان مخصوصا در ایران , هند , چین , مصر و یونان استوار گشته و حتی اکنون نیز با اقبال روز افزون به طب نامتعارف ( آلترناتیو ) , نیاز به تغییر رویکرد و وام گرفتن از پزشکی سنتی دارد وقتی میخوانیم که رازی , 1100 سال پیش گزارش روزبه روز بیماران خود را می نگاشته , کتاب راهنمای پزشکی برای همگان ( من لا یحضره الطبیب ) نوشته و در آموزش طب , الگویی مشابه امروز ( تقسیم بندی به استاد , دستیار , دانشجو ) را رعایت می کرده سرشار از شگفتی و البته غرور می شویم . و بلافاصله به این می اندیشیم که ما باید در هزاره سوم چگونه طبیبی باشیم و چه نقشی در ارتقای دانش طب ایفا کنیم ؟
شناخت تاریخ پزشکی در ایران فقط برای افتخار کردن به داشته های نیاکانمان نیست . با درک جایگاه پزشک و حکیم از ادوار دور تا کنون , رهپوی دانش طب به عرصه هویتی وسیع تر دست می یابد و به شناختی تکوینی تاریخی از طب مخصوصا در ایران می رسد . خاستگاه دانش پزشکی را نمی توان فقط در غرب و تاریخ آن را فقط دو سده اخیر برشمرد . این دانش نوین بر پایه سال ها تجربه پیشینیان مخصوصا در ایران , هند , چین , مصر و یونان استوار گشته و حتی اکنون نیز با اقبال روز افزون به طب نامتعارف ( آلترناتیو ) , نیاز به تغییر رویکرد و وام گرفتن از پزشکی سنتی دارد وقتی میخوانیم که رازی , 1100 سال پیش گزارش روزبه روز بیماران خود را می نگاشته , کتاب راهنمای پزشکی برای همگان ( من لا یحضره الطبیب ) نوشته و در آموزش طب , الگویی مشابه امروز ( تقسیم بندی به استاد , دستیار , دانشجو ) را رعایت می کرده سرشار از شگفتی و البته غرور می شویم . و بلافاصله به این می اندیشیم که ما باید در هزاره سوم چگونه طبیبی باشیم و چه نقشی در ارتقای دانش طب ایفا کنیم ؟
گذشته چراغ راه آینده است
در دوره تمدن اسلامی , طب ایران پس از یک دوره فترت , رشد قابل ملاحظه ای کرد . معروف ترین پزشکان تمدن اسلامی باز هم از ایرانیان بودند اما چون زبان رسمی , عربی بود و مرکز علمی به تدریج از قرن چهارم به بغداد منتقل شد , ایرانی بودن آن کمتر در جهان مورد توجه قرار گرفت , اما اصولا نمیتوان گفت طب ایرانی و طب اسلامی از یکدیگر مجزا هستند . تا قرن سوم هجری , مرکز اصلی علم پزشکی همان مکتب بزرگ جندی شاپور بود که عده زیادی طبیب پرورش داده بود . نمونه عالی آن خاندان بختیشوع هستند . از طرف دیگر علاوه بر دانشمندان جنیدی شاپور , نسطوری ها ( قومی از مسیحیان ) , حرانی ها ( منسوب به شهر حران ) صائبین و یهودیان از نظر ترجمه کتب یونانی و نقل آنها به عربی یا سریانی , و نیز تالیف کتب طبی و طبابت و ایجاد بیمارستان , نقش مهمی در طب اسلامی ایفا کرده اند .
طب اسلامی به جز بقراط مسلما ملهم از کارهای جالینوس ( گالن ) , پزشک معروف مکتب اسکندریه است . اسکندریه ( در مصر ) پس از فتح آن توسط اسکندر و اقتباس علوم یونان به یک مرکز مهم طبی در دنیای قدیم تبدیل شد . در این مکتب پزشکان متعدد و معروفی بوده اند .
جالینوس در فلسفه و طب تحصیل کرد و قریب صد جلد ( برخی تاریخ نویسان تا 400 جلد ذکر کرده اند ) کتاب و رساله از خود باقی گذاشت . از معروف ترین آنها ( سته عشر جالینوس ) , ( یعنی شانزده کتاب ) است . تمامی آثار وی به عربی و سپس از عربی به زبان های دیگر برگردانده شده و تا 1200 سال پس از وی مورد استفاده پزشکان سراسر جهان بوده است . جالینوس روی انسان تشریح نکرد ولی این کار را روی میمون , خوک و گاو انجام می داده است . در فیزیولوژی نیز نوآوری داشت و نبض را بر اثر انقباض و انبساط قلب می دانست . در عصب شناسی کارهای جالبی می کرد مثلا با بستن نخ زیر عصب های راجعه حیوان و تنگ کردن گره , ناگهان صدای حیوان را قطع می کرد . وی نظریه طبایع ( یا اخلاط ) چهارگانه را که پایه طب باستان بود پذیرفته و بسط داده بود . مکتب مهم دیگر طب هند بوده است تاریخ طب در هندوستان بسیار قدیمی است و در مکتب جندی شاپور از تعالیم هندی استفاده زیادی می شد . در آغاز تمدن اسلامی همچنان تا 300 سال جندی شاپور مرکز طب ممالک اسلامی بود و نسل های جدید پزشکان مرتب در آنجا تربیت می شدند . در این خاندان بختیشوع بسیار معروف اند که تا 10 نسل رئیس اطبای جندی شاپور و طبیب خلفای اسلامی همچون منصور , هارون الرشید , امین , مامون و ... بوده اند . اعراب آن دوران , بیماری ها را با سه وسیله مهم درمان می کردند : روغن ماهی , نیشتر زدن و داغ کردن . استحمام , غسل وضو , از فرایض و واجبات دین اسلام است و در آموزه های دینی اسلام توجه به بیماری ها , تشکیل نطفه , طرز پرستاری و شیر دادن , بهداشت شخصی ( لباس , استراحت , بهداشت مو و غذا و دقت در شرب و الکل ) و بهداشت اجتماعی ( منزل , توجه به بیماری های مسری و عمومی ) از از مضامینی است که در باره آنها سخن رفته است . در مجموع طب اسلامی آمیزه ای از تعالیم بهداشتی دینی و عمدتا مبتنی بر مکتب طبی ایران است که خود قبلا از طب یونانی , هندی و مکتب اسکندریه وام گرفته بود . اما در عرب جاهلیت و قبل از اسلام , معلومات طبی ناچیز بوده و علم طب ارزش چندانی نداشته است . پس از انقراض بنی امیه و روی کار آمدن خلفای عباسی , در دوران منصور , شهر بغداد پایه ریزی شد و کم کم به مرکز بزگ سیاسی – علمی تمدن اسلامی بدل گردید . در حومه بغدلد , دهکده ای بنام کرخ بود که کم کم به بغداد وصل شد . ایرانیان بیشتر در این محله سکونت داشتند و اولین بیمارستان اسلامی یعنی بیمارستان بغداد در همین محل بر پا شد که گهواره دانشکده پزشکی بغداد گردید . کم کم پزشکان معروف جندی شاپور دعوت و بعضی ماندگار شدند و کم کم میراث جندی شاپور به بغداد منتقل شد . در این دوره انتقال بختیشوع ایرانی حدود 350 سال در امر پزشکی نسل اندر نسل خدمت کردند و اطبای بلامنازع این دوران بودند . ابن خلدون در مقدمه کتاب خود می گوید : از مسائل و امور غریبه آن که دارندگان و حاملان علوم در اسلام عموما غیر عرب ( عجم ) بودند و در ابتدای اسلام , عرب را از علم و هنر اطلاعی نبود و در ملت اسلامی جز کتاب و سنت و آنتچه که از صاحب شریعت و پیروان گرفته بودند , چیزی نمی شناختند و اقوام به خصوص ایرانیان و مردم فارس به نگاهداری و تدوین جمیع علوم حتی فقه , کلام و تفسیر قیام کردند.
...