سلامتکده

mir ahmad seyyed noury

درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
آرشیو وبلاگ
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ


مطالب اخیر
موبایل مضر مثل سیگار!!!
آمریکا میخواهد نیمی از مردم جهان رابا واکسن آنفلوانزای خوکی نابود کند!
کلر دشمن سلامتی!
مکانیسم علمی حجامت.
حسوم و قابلمه مسی فرهنگ به غارت رفته!
همه چیز درباره حجامت!
کیست تخمدان به سراغ چه زنانی میرود؟
اثرات رابطه جنسی سالم بر سلامتی!
عوامل موثر بر سلامت اسپرم ها!
نرمال سکس یا اصول اولیه در برقراری رابطه جنسی سالم!

نویسنده



دسته بندی موضوعی
سلامت(۳٦)
شناخت بیماری ها(۱٩)
خواص خوراکیها(۱٥)
سلامت جنسی(۱٢)
خانواده(۱٢)
طب سنتی(۱٠)
حجامت(٩)
خواص خوراکیها(٦)
طب سنتی(٥)
شناخت بیماری ها(٢)

آرشیو
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧


دوستان
مجله اینترنتی فریا
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی
مدرسه وب

وبلاگ فارسی



نگاهی به تاریخ طب در ایران


شناخت تاریخ پزشکی در ایران فقط برای افتخار کردن به داشته های نیاکانمان نیست . با درک جایگاه پزشک و حکیم از ادوار دور تا کنون , رهپوی دانش طب به عرصه هویتی وسیع تر دست می یابد و به شناختی تکوینی تاریخی از طب مخصوصا در ایران می رسد . خاستگاه دانش پزشکی را نمی توان فقط در غرب و تاریخ آن را فقط دو سده اخیر برشمرد . این دانش نوین بر پایه سال ها تجربه پیشینیان مخصوصا در ایران , هند , چین , مصر و یونان استوار گشته و حتی اکنون نیز با اقبال روز افزون به طب نامتعارف ( آلترناتیو ) , نیاز به تغییر رویکرد و وام گرفتن از پزشکی سنتی دارد وقتی میخوانیم که رازی , 1100 سال پیش گزارش روزبه روز بیماران خود را می نگاشته , کتاب راهنمای پزشکی برای همگان ( من لا یحضره الطبیب ) نوشته و در آموزش طب , الگویی مشابه امروز ( تقسیم بندی به استاد , دستیار , دانشجو ) را رعایت می کرده سرشار از شگفتی و البته غرور می شویم . و بلافاصله به این می اندیشیم که ما باید در هزاره سوم چگونه طبیبی باشیم و چه نقشی در ارتقای دانش طب ایفا کنیم ؟

 

 

 



شناخت تاریخ پزشکی در ایران فقط برای افتخار کردن به داشته های نیاکانمان نیست . با درک جایگاه پزشک و حکیم از ادوار دور تا کنون , رهپوی دانش طب به عرصه هویتی وسیع تر دست می یابد و به شناختی تکوینی تاریخی از طب مخصوصا در ایران می رسد . خاستگاه دانش پزشکی را نمی توان فقط در غرب و تاریخ آن را فقط دو سده اخیر برشمرد . این دانش نوین بر پایه سال ها تجربه پیشینیان مخصوصا در ایران , هند , چین , مصر و یونان استوار گشته و حتی اکنون نیز با اقبال روز افزون به طب نامتعارف ( آلترناتیو ) , نیاز به تغییر رویکرد و وام گرفتن از پزشکی سنتی دارد وقتی میخوانیم که رازی , 1100 سال پیش گزارش روزبه روز بیماران خود را می نگاشته , کتاب راهنمای پزشکی برای همگان ( من لا یحضره الطبیب ) نوشته و در آموزش طب , الگویی مشابه امروز ( تقسیم بندی به استاد , دستیار , دانشجو ) را رعایت می کرده سرشار از شگفتی و البته غرور می شویم . و بلافاصله به این می اندیشیم که ما باید در هزاره سوم چگونه طبیبی باشیم و چه نقشی در ارتقای دانش طب ایفا کنیم ؟

گذشته چراغ راه آینده است

در دوره تمدن اسلامی , طب ایران پس از یک دوره فترت , رشد قابل ملاحظه ای کرد . معروف ترین پزشکان تمدن اسلامی باز هم از ایرانیان بودند اما چون زبان رسمی , عربی بود و مرکز علمی به تدریج از قرن چهارم به بغداد منتقل شد , ایرانی بودن آن کمتر در جهان مورد توجه قرار گرفت , اما اصولا نمیتوان گفت طب ایرانی و طب اسلامی از یکدیگر مجزا هستند . تا قرن سوم هجری , مرکز اصلی علم پزشکی همان مکتب بزرگ جندی شاپور بود که عده زیادی طبیب پرورش داده بود . نمونه عالی آن خاندان بختیشوع هستند . از طرف دیگر علاوه بر دانشمندان جنیدی شاپور , نسطوری ها ( قومی از مسیحیان ) , حرانی ها ( منسوب به شهر حران ) صائبین و یهودیان از نظر ترجمه کتب یونانی و نقل آنها به عربی یا سریانی , و نیز تالیف کتب طبی و طبابت و ایجاد بیمارستان , نقش مهمی در طب اسلامی ایفا کرده اند .
طب اسلامی به جز بقراط مسلما ملهم از کارهای جالینوس ( گالن ) , پزشک معروف مکتب اسکندریه است . اسکندریه ( در مصر ) پس از فتح آن توسط اسکندر و اقتباس علوم یونان به یک مرکز مهم طبی در دنیای قدیم تبدیل شد . در این مکتب پزشکان متعدد و معروفی بوده اند .
جالینوس در فلسفه و طب تحصیل کرد و قریب صد جلد ( برخی تاریخ نویسان تا 400 جلد ذکر کرده اند ) کتاب و رساله از خود باقی گذاشت . از معروف ترین آنها ( سته عشر جالینوس ) , ( یعنی شانزده کتاب ) است . تمامی آثار وی به عربی و سپس از عربی به زبان های دیگر برگردانده شده و تا 1200 سال پس از وی مورد استفاده پزشکان سراسر جهان بوده است . جالینوس روی انسان تشریح نکرد ولی این کار را روی میمون , خوک و گاو انجام می داده است . در فیزیولوژی نیز نوآوری داشت و نبض را بر اثر انقباض و انبساط قلب می دانست . در عصب شناسی کارهای جالبی می کرد مثلا با بستن نخ زیر عصب های راجعه حیوان و تنگ کردن گره , ناگهان صدای حیوان را قطع می کرد . وی نظریه طبایع ( یا اخلاط ) چهارگانه را که پایه طب باستان بود پذیرفته و بسط داده بود . مکتب مهم دیگر طب هند بوده است تاریخ طب در هندوستان بسیار قدیمی است و در مکتب جندی شاپور از تعالیم هندی استفاده زیادی می شد . در آغاز تمدن اسلامی همچنان تا 300 سال جندی شاپور مرکز طب ممالک اسلامی بود و نسل های جدید پزشکان مرتب در آنجا تربیت می شدند . در این خاندان بختیشوع بسیار معروف اند که تا 10 نسل رئیس اطبای جندی شاپور و طبیب خلفای اسلامی همچون منصور , هارون الرشید , امین , مامون و ... بوده اند . اعراب آن دوران , بیماری ها را با سه وسیله مهم درمان می کردند : روغن ماهی , نیشتر زدن و داغ کردن . استحمام , غسل وضو , از فرایض و واجبات دین اسلام است و در آموزه های دینی اسلام توجه به بیماری ها , تشکیل نطفه , طرز پرستاری و شیر دادن , بهداشت شخصی ( لباس , استراحت , بهداشت مو و غذا و دقت در شرب و الکل ) و بهداشت اجتماعی ( منزل , توجه به بیماری های مسری و عمومی ) از از مضامینی است که در باره آنها سخن رفته است . در مجموع طب اسلامی آمیزه ای از تعالیم بهداشتی دینی و عمدتا مبتنی بر مکتب طبی ایران است که خود قبلا از طب یونانی , هندی و مکتب اسکندریه وام گرفته بود . اما در عرب جاهلیت و قبل از اسلام , معلومات طبی ناچیز بوده و علم طب ارزش چندانی نداشته است . پس از انقراض بنی امیه و روی کار آمدن خلفای عباسی , در دوران منصور , شهر بغداد پایه ریزی شد و کم کم به مرکز بزگ سیاسیعلمی تمدن اسلامی بدل گردید . در حومه بغدلد , دهکده ای بنام کرخ بود که کم کم به بغداد وصل شد . ایرانیان بیشتر در این محله سکونت داشتند و اولین بیمارستان اسلامی یعنی بیمارستان بغداد در همین محل بر پا شد که گهواره دانشکده پزشکی بغداد گردید . کم کم پزشکان معروف جندی شاپور دعوت و بعضی ماندگار شدند و کم کم میراث جندی شاپور به بغداد منتقل شد . در این دوره انتقال بختیشوع ایرانی حدود 350 سال در امر پزشکی نسل اندر نسل خدمت کردند و اطبای بلامنازع این دوران بودند . ابن خلدون در مقدمه کتاب خود می گوید : از مسائل و امور غریبه آن که دارندگان و حاملان علوم در اسلام عموما غیر عرب ( عجم ) بودند و در ابتدای اسلام , عرب را از علم و هنر اطلاعی نبود و در ملت اسلامی جز کتاب و سنت و آنتچه که از صاحب شریعت و پیروان گرفته بودند , چیزی نمی شناختند و اقوام به خصوص ایرانیان و مردم فارس به نگاهداری و تدوین جمیع علوم حتی فقه , کلام و تفسیر قیام کردند.

 

 

 

...