سلامتکده

mir ahmad seyyed noury

درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
آرشیو وبلاگ
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ


مطالب اخیر
موبایل مضر مثل سیگار!!!
آمریکا میخواهد نیمی از مردم جهان رابا واکسن آنفلوانزای خوکی نابود کند!
کلر دشمن سلامتی!
مکانیسم علمی حجامت.
حسوم و قابلمه مسی فرهنگ به غارت رفته!
همه چیز درباره حجامت!
کیست تخمدان به سراغ چه زنانی میرود؟
اثرات رابطه جنسی سالم بر سلامتی!
عوامل موثر بر سلامت اسپرم ها!
نرمال سکس یا اصول اولیه در برقراری رابطه جنسی سالم!

نویسنده



دسته بندی موضوعی
سلامت(۳٦)
خواص خوراکیها(٢۱)
شناخت بیماری ها(٢۱)
طب سنتی(۱٥)
سلامت جنسی(۱٢)
خانواده(۱٢)
حجامت(٩)

آرشیو
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧


دوستان
مجله اینترنتی فریا
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی
مدرسه وب

وبلاگ فارسی



مزاج ها

مزاجها

کشورایران درگذشته به عنوان یکی از مهم‏ترین مراکز پزشکی جهان به شمار آمده است و یکی از بزرگترین مکتب‏های طبی را که طب اسلامی می‏باشد در دامان خود پرورانده و یکی از غنی ‏ترین میراث علمی و تجربی پزشکی را به شرق وغرب ارزانی داشته است. از دوران هخامنشیان، دانش ایرانیان نسبت به گیاهان دارویی، زبانزد ملل دیگر بوده و درعصر ساسانیان، حتی نام برخی از داروها از زبان پهلوی وارد زبان یونانی شده است.

بدون شک بزرگترین مرکز طبی جهان، جندی شاپور بود که درآن سنت‏های طبی ایران و هند با مکتب بزرگ اسکندریه و میراث بقراط و جالینوس آمیخته شد و در همان هنگام زمینه وسیع طب اسلامی که جنبه‏های جهانی داشته فراهم آمده، مرکز جندی شاپور در قرن اول هجری هم چنان کوشش سازنده خود را در رشته طب دنبال کرده و در قرن دوم با استقرار خلافت عباسی در بغداد به آن شهر انتقال یافته و بزرگان ودانشوران پرورش یافته در جندی شاپور همچون خاندان بختیشوع و ماسویه طب اسلامی را بنیاد نهادند.

 


مزاجها

کشورایران درگذشته به عنوان یکی از مهم‏ترین مراکز پزشکی جهان به شمار آمده است و یکی از بزرگترین مکتب‏های طبی را که طب اسلامی می‏باشد در دامان خود پرورانده و یکی از غنی ‏ترین میراث علمی و تجربی پزشکی را به شرق وغرب ارزانی داشته است. از دوران هخامنشیان، دانش ایرانیان نسبت به گیاهان دارویی، زبانزد ملل دیگر بوده و درعصر ساسانیان، حتی نام برخی از داروها از زبان پهلوی وارد زبان یونانی شده است.

بدون شک بزرگترین مرکز طبی جهان، جندی شاپور بود که درآن سنت‏های طبی ایران و هند با مکتب بزرگ اسکندریه و میراث بقراط و جالینوس آمیخته شد و در همان هنگام زمینه وسیع طب اسلامی که جنبه‏های جهانی داشته فراهم آمده، مرکز جندی شاپور در قرن اول هجری هم چنان کوشش سازنده خود را در رشته طب دنبال کرده و در قرن دوم با استقرار خلافت عباسی در بغداد به آن شهر انتقال یافته و بزرگان ودانشوران پرورش یافته در جندی شاپور همچون خاندان بختیشوع و ماسویه طب اسلامی را بنیاد نهادند.

نخستین نام‏آوران طب اسلامی، که دربین آنان می‏توان از بلند آوازه‏ترین پزشکان تاریخ بشر یعنی رازی و ابن سینا نام برد، ایرانیانی بودند که در دو قرن سوم وچهارم دانش گسترده چند قرن را درهم آمیختند و از شناخت گیاهان اسپانیا و غرب گفته تا خواص مفردات و ادویه‏های گیاهی کوه‏های هیمالیا را در مکتبی نوین با هم تلفیق کردند و در بسیاری از زمینه‏ها، مباحثی تازه به آن افزودند. این بزرگان ایرانی همچون علی ‏بن طبری و محمد بن زکریای رازی وعلی ‏بن عباس مجوس اهوازی و ابن ‏سینا، طب اسلامی را بر اصولی استوار ساختند که پس از هزار سال در بسیاری از کشورهای آسیایی، و مخصوصاً شبه قاره هند هنوز زنده و رایج است.

بزرگترین عواملی که دربنیان‏گذاری هسته مرکزی طب سنتی ایران دخالت داشته‏اند، علاوه برعامل مربوط به مجاورت و همسایگی و داد وستد طبیعی، دستورات صریح قرآن واولیاء دین درامر تفکر وتدبر درمحیط زیست و درون وجود انسان، و تشویق مسلمانان در فراگیری علم وهنر ملل مغلوب یا تازه مسلمان شده و در نتیجه دریافت وتحلیل وگسترش کلیه علوم پیشین و  تازه سازی آنها بوده است، و ایرانیان دراین قسمت و مخصوصاً در طب، سهمی بس بزرگ داشته‏اند، چنانکه می‏دانید بزرگترین پزشکان عالم اسلام ایرانی‏ها بوده‏اند.

به عبارت دیگر می‏توان طب سنتی ایران را نوعی آلیاژ دانست که گرچه از فلزات دیگر هندی، چینی، بین‏النهرین، مصری، یونانی و آریایی تشکیل شده، چون درکوره اسلام گداخته شده و به صورت فلزی جدید درآمده که صفات آن درعین ریشه‏گیری از تمدن دیگران، با آنها اختلافی داشته و مشخصاتی مخصوص به خود دارد.

اصول طب قدیم
1ـ اجزاء تشکیل دهنده جهان در تحت نظم آهنگ خاصی هستند و قوانین مشخص و ثابتی بر آنها حکم‏فرما می‏باشد.

2ـ جهان دریک مجموعه واحد و محدود و منظم قرار دارد.
3ـ یک جسم هر قدر که به مبدأ تولید وجود خود (مبدأ نور) نزدیک گردد دارای حرارت بیشتری خواهد شد و این حرارت از حرکت به وجود آمده و مبدأ وجود جسم حرکت می‏باشد.

دراثر حرارت به دلیل ایجاد انبساط و گستردگی و در نتیجه یک جسم هر چقدر به مبدأ نزدیک ‏تر باشد منبسط ‏تر و گرم‏ تر خواهد بود و بالعکس

 4ـ عالم دنیا (عالم زمین) پایین‏ترین مرتبه وجود می‏باشد که سردترین و خشک‏ترین می‏باشد و دراین عالم اجسام قابل تجزیه و تکثیر می‏باشند.

5- اساس ساختمان جهان بر اساس چهار صفت می باشد که این صفات چهارگانه دو به دو متضاد یکدیگرند:
 الف) حرارت ب) برودت  ج) رطوبت  د) یبوست

6ـ ازمخلوط دوبه دو صفات چهارگانه طبایع اجسام و عناصر به وجود می‏آید که بدین قراراست: الف ) سرد و خشک  ب) سرد و تر ج) گرم وتر   د) گرم وخشک

7- موجودات از لحاظ شباهت ظاهری به طریق زیر دسته‏بندی می‏گردد:

 جامدات که نماینده آنها زمین (خاک) است.  مایعات که نماینده آنها آب است.  گاز یا بخارات که نماینده آنها هوا است.  نیروها که نماینده آنها آتش و نور است.

ابر نیروی واحد که بر اساس آخرین تحقیقات دانشمندان فیزیک به نیروهای کوچکتر هوشمندی مانند نیروی جاذبه و الکترو مغناطیس و دیگر نیروها تقسیم میشوند بر اساس قانون تبدیل انرژی به ماده و طی این فرایند  این چهار عنصر در طبیعت و همچنین در بدن انسان تولید میگردند .

ابر نیروی واحد(نیروی هوشمند کل یا عقل کل)={آب و باد و خاک و آتش)که این عناصر در بدن تولید بلغم خون صفرا و سودا می کنند)

 خاک: جسمی است ساده و دارای سنگینی مطلق که در مرکز سایر عناصر قرارگرفته است. این جسم ثابت و ساکن است اما به لحاظ سرشت طبیعی خود، به سوی مرکز خویش گرایش دارد.
آب: جسمی است ساده و روان و دارای سنگینی زیاد. موضع طبیعی آن طوری است که خاک را در بر می گیرد و همواره به سوی مرکز آن در حرکت است.
هوا: جسمی است ساده و دارای سبکی زیاد. بالاتر از آب و پائین تر از آتش واقع است و همواره به هر سوی در حرکت است.
آتش: جسمی است ساده و روشن ودارای سبکی مطلق. بالاترازهمه عناصردیگرقراردارد و همواره در جهت عکس مرکز خود حرکت می کند.
بر اساس وزن می توان گفت که آتش سبک مطلق، هوا سبک زیاد، آب سنگین زیاد وخاک سنگین مطلق است.
8-
درسلسله موجودات هرچه از طرف جامدات به طرف گاز و نور پیش برویم هم وزن ملکولی وهم درجه تکاشف آنها کمتر می‏گردد.
جامدات وخاک، فشرده‏ترین، کثیف‏ترین و پایین‏ترین
موجودات و آتش ونورگسترده‏ترین، لطیف‏ترین و عالی‏ترین موجودات هستند.
ازلحاظ خواص اشیاء فوق با توجه به  خاصیت طبایع می‏توان گفت:

« آتش » دارای صفت گرمی و خشکی می‏باشند.
« هوا » دارای صفت گرمی و تری می‏باشد.
« آب » دارای صفت سردی و تری می‏باشد.
« خاک » دارای صفت سردی و خشکی می‏باشد.

9- مقصود از ارکان همان عناصر چهارگانه می‏باشد یعنی آتش، هوا، آب و خاک

10- مقصود از اخلاط که جمع خلط است، جسم ‏تر و سیالی است که از استحاله و دگرگونی خوراک‏ها در بدن انسان به وجود می‏آید و در بدن در گردش می‏باشد به آن صفرا یا زرداب و دم یا خون و بلغم یا خون سفید و سودا یا زردآب سوخته نامند.

فلاسفه و پزشکان طب قدیم معتقدند که چون بشر از مایع نطفه دار بوجود آمده است، به همین علت عصاره ها و طبایع، عناصر اصلی تشکیل دهنده بدن هستند.

یعنی اینکه تن موجودات زنده و از جمله انسان نیز از چهار عنصر که به اخلاط چهارگانه معروفند تشکیل شده است.

بقراط و پزشکان پس از او که پیرو مکتب وی بوده اند، هم فیزیولوژی کلی خود را بر اساس نظریه اخلاط چهار گانه استوار کرده اند. آنان معتقد بوده اند که بدن آدمی و جانداران دیگر مشتمل بر مایعات مختلفی است که زندگی بدان وابسته است و در زندگی اهمیت فراوان دارند.

به عقیده جرجانی خلط رطوبتی است که درون بدن مردم روان و جایگاه طبیعی آن رگها و اندام هایی است که میان تهی باشد مانند معده، جگر، طحال و کیسه صفرا و این خلط از غذا ناشی می شود.

11- اخلاط چهارگانه عبارتند از:

الف) سودا:

ماده ای است سیاه رنگ که در جگر تولید می شود و جایگاه اصلی آن طحال است.

طبع آن مانند خاک سرد و خشک و مزه آن گس متمایل به تلخی است. 

سودا طبیعی همان رسوباتی است که در خون ایجاد می گردد و تیرگی خون از آن است. مزه آن بین شیرین و گس و متمایل به تلخ است.

سودای طبیعی بعد از تراوش از جگر دو قسمت می شود، قسمتی که همراه خون است وجود آن باعث در خون باعث نیرومندی و استحکام آن می شود و نیز سبب تغذیه استخوان ها می شود

قسمت دیگر سودای طبیعی از خون خارج می شود و به طحال می رود و سبب تقویت دهانه معده می شود و نیز دهانه معده را بوسیله ترشی خود تحریک می کند و سبب آگاهی انسان از گرسنگی و تحریک اشتها می شود.

ب) بلغم:

مایعی است که در معده تولید می شود و در بدن جایگاه خاصی ندارد و در تمام سطح بدن همراه با خون در جریان است. بلغم طبیعی در روند طبیعی خویش به خون تبدیل می شود. در واقع بلغم خون خامی است که در صورت پخته شدن به خون تبدیل میشود.مزه این نوع بلغم شیرین است و طبع آن سرد و تر است.

وجود بلغم برای اندامهای بلغمی مانند مغز و اندام های پر حرکت مانند مفاصل ضروری است زیرا وقتی اندام های بدن از جذب مواد غذائی محروم می گردند، به وسیله حرارتی که بلغم ایجاد می کند نیرو می گیرند.

ج) خون

خون مایعی است سرخ رنگ، گرم و مرطوب و جایگاه آن در کبد است و از طریق رگها در سطح بدن پخش می شود و عامل رسیدن غذا به اندام ها است.از این نظر خون برترین و مفیدترین اخلاط در بدن است.

خون طبیعی خونی است سرخ رنگ، بسیار شیرین، دارای طبیعتی گرم و تر و عاری از بوی بد. خونی که از جگر خارج می شود و به قلب برده می شود بدلیل آنکه حامل مواد غذائی و سودا و صفرا و بلغم است، غلظتش زیاد است. این خون در فاصله جگر تا قلب، آب اضافی و مقداری از سودا و صفرا و بلغم خویش را از دست داده و سرختر و روشن تر و روانتر از خون قبل می شود.

 د) صفرا:

مایعی زرد رنگ، تلخ و دارای طبع گرم و خشک است. این خلط درجگر تولید      میشود و جایگاه آن در کیسه صفرا است. صفرای طبیعی که همان کف خون است، رنگش مانند خون سرخ است.

صفرا مانند خون برای اندام های بدن لازم و ضروری است. صفرا به خون لطافت می بخشد و عبور آن را از مویرگها و مجاری باریک امکان پذیر میسازد. همچنین شش اندامی است که نیازش به صفرا بیش از اندام های دیگر است زیرا صفرای طبیعی خون، کمک کننده خوبی در عمل دم و بازدم است. صفرا سبب شستن روده ها از بلغم می شود(ضد بلغم) و نیز باعث تحریک ماهیچه های مقعد در انتهای دستگاه گوارش می شود و در نتیجه سبب احساس رفع قضای حاجت به انسان دست می دهد.

12- طبق نظر رازی اگر مقداری از خون را در ظرفی شیشه ای بریزیم و آن را مدتی به حال خود واگذاریم، خواهیم دید که مایع مورد آزمایش به چهارطبقه تقسیم می شود:

الف) طبقه زیرین که دارای رنگی سیاه و چون دُرد در کف ظرف ته نشین می شود، سودا است که از فیبرین خون لخته شده و گلبول  های قرمز رسوب یافته تشکیل شده است.

 ب) طبقه دوم که رنگ آن روشن تر از طبقه زیرین است و حالتی شبیه به سفیده تخم مرغ دارد، بلغم است که از گلبول های سفید و پلاکت ها تشکیل می شود.

ج) طبقه سوم که بعلت وجود هموگلوبین، دارای رنگی قرمز خواهد بود و خونابه را تشکیل می دهد، خون ( دَم ) است.

د) طبقه روئین که کف مانند است و دارای رنگی زرد می باشد، صفرا است.

13- با توجه به طبقات چهارگانه اخلاط و مقایسه آن با طبقات عناصرچهارگانه، خواهیم دید که مشابهت نزدیکی در آنها وجود دارد. جالینوس بر اساس جایگاه خاص اخلاط چهارگانه در خون و شباهت آن با جایگاه عناصر چهارگانه در طبیعت، هر یک از اخلاط  را با یکی از عناصر شبیه دانسته است و در حقیقت این نظر مشترک همه دانشمندان طب قدیم بوده است و اساس طب قدیم بر پایه آن استوار است.  

خلط             عنصر          صفت                 وزن

صفرا      =    آتش   =   گرم و خشک   =    سبک مطلق

خون       =     هوا   =    گرم و تر      =    سبک زیاد

بلغم        =     آب    =   سرد و تر      =   سنگین زیاد  

سودا      =    خاک   =  سرد و خشک   =  سنگین مطلق

دراصطلاح طب قدیم این خصوصیات را امزجه و خصوصیت هر خلط را مزاج گفته اند

 که مهمترین اصل طب قدیم را تشکیل می دهد.

مقصود از مزاج، ترکیب و امتزاج عناصر می‏باشد که قابل تفکیک نمی‏باشد و کیفیت جدیدی به وجود می‏آورد. باید دانست که هر فردی دارای مزاجی است مربوط به خود که با مزاجهای دیگر افراد متفاوت است. دانشمندان طب گیاهی معتقدندهمانطوریکه افراد بشر از حیث شکل، اندام، قد، وزن و صورت ظاهری تفاوت دارند از حیث وضعیت بدنی نیز مختلف اند و این اختلاف به علت موادی است که بدن آنها را می سازد، ورود روزانه اجزاء و مواد مختلف به بدن باعث به وجود آمدن مزاج می شود.

لذا میتوان گفت که مزاج حالت فعالیت کل بدن یا اجزای بدن است. به عبارت دیگر حالت و وضع بدنی هر فرد را مزاج گویند. مزاج ها دو دسته هستند:

الف) مزاج‏‏‏‏های مفرد که دو تای آنها در طبیعت با هم برابر هستند ولی سومی از چهارمی قوی‏تر می‏باشد. مثلاً اگر گرمی و سردی مساوی باشد و خشکی بر تری غلبه نماید، گویند مزاج خشک است.

تعداد مزاج‏های مفرد چهار تا می‏باشد: گرم، سرد، خشک و مرطوب.

گرمی را به علت وجود انرژی

سردی را به علت تفرق و ضعف

خشکی را به علت افزایش املاح در بدن

رطوبت را به علت جمع شدن مایعات در سلولهای بدن  می دانند.

ب) دسته دوم مزاج‏های مرکب می‏باشند که دو صفت به صورت غالب می‏باشند و دو صفت مغلوب و در نتیجه چهار مزاج مرکب باشد:

 گرم و خشک، گرم و تر، سرد و تر، سرد و خشک.

درکل نه نوع مزاج خواهیم داشت، چهارتا مفرد و چهار تا مرکب و یکی معتدل می‏باشد.

 

نکاتی در مورد مزاجها :

غذاهای چرب و شیرین صفرا را زیاد می کند.

غذاهای مانده و شور و بیات و نمک سود  سودا را زیاد می کند.

غذاهای سردی بخش مثل لبنیات و ترشی و سرکه  بلغم را زیاد میکند.

پر خوری حالت دموی مزاج را زیاد می کند.

 

*********************************************************************

اگر مزاج از حالت تعادل خارج شود به صورت ناخودآگاه به

خوردن غذاهائی متمایل می شویم که بیماری را تشدید می کنند.

*********************************************************************

 

غذاهای مضرو مفید:

 

غذا هایی که برای دموی مزاجها مضر است:

 

غذاهای سرخ کرده  2-غذاهای شیرین  3-غذاهای چرب

4-پر خوری  5- ادویه جات تند 6- انواع شور (خیارشور و…)

7- گوشت زیاد(مخصوصا" سرخ کرده) 8- کره و خامه

9- غذاهای نشاسته ای  10- آب یخ  11- همراه غذا مایعات خوردن

12- تخم مرغ زیاد  13- سس و رب  14- غذاهای ساندویچی

15- بادمجان  16- ماست 17- غذاهای تبلیغی

 

غذاهایی  برای درمان دموی مزاجها :

 

1-نوشیدن روزی 6 لیوان آب 2- خوردن بذرهای ملین ناشتا(خاکشیر و بارهنگ و تخم ریحان و تخم مر و بالنگو

اسفرزه) 2- ترشیجات طبیعی(شاتوت و زرشک و لیموترش

و آب نارنج و مرکبات) 4-  سوپ جو 5- نانجو 6- روغن زیتون

7- خوردن سالاد قبل از غذا 8- جوانه ها 9- سبزیجات و میوه جات

 

 

غذاهایی که برای صفراوی مزاجها مضر است:

 

1- غذاهای سرخ کرده 2- غذاهای چرب 3- تخم مرغ 4- ادویه جات تند 5- غذاهای فریز شده 6-  غذاهای زودپز شده 7- غذاهای ساندویچی(بدترین چیز) 8- پرخوری  9- آش رشته 10- ماکارونی

11- سیر 12- آب یخ 13- نوشابه 14- گوشت زیاد 15- همراه غذا

مایعات 12- چایی 13- ماست 14- بریده بریده غذا خوردن

 

غذاهایی که برای  صفراوی مزاجها مفید است:

 

1- انار (بهترین دارو*) 2- شاتوت (بهترین دارو*)

2- زرشک 3- تمشک 4- زردآلو 5- هلو 6- خیار 7- کاهو

8- هویچ 9- روغن زیتون 10 –کنجد 11- سیب**   12- گلابی

13- سوپ جو 14- کدو خورشتی 15- خوراک قارچ 16- کدوحلوایی(تنبل)  17- اسفناج 18- گشنیز 19-نخودفرنگی

20- عدس 21- ماش 22-جو دو سر 23- لیمو امانی

24- بذرهای ملین 25-آش جو

 

 

غذاهای مضر برای بلغمی مزاجها:

 

1- لبنیات 2- ترشیجات 3-سیب زمینی 4- عدس 5- قارچ 

6- گوشت گوساله و گاو7- گوشت سفید 8- چای 9- قهوه

10-نسکافه 11- میوه جات ترش و کال 12- نارنگی

13- کیوی 14- گرمک 15- خیارپوست کنده 16-لیمو شیرین

17- غذاهای فریز شده 18-غذاهای زودپز شده 19-غذاهای

ساندویچی 20- سوپ جو

غذاهای مفید برای بلغمی مزاجها:

 

1-گوشت شتر و گوسفند و کبوتر و سار و گنجشک

2-هل 3- دارچین 4- زنجبیل*  5- زیره 6- زنیام 7- سرنجان

8-خولنجان 9-زعفران  10- سیر 11- مو سیر 12- خردل

13- انواع کلم 14- مارچوبه 15- هویچ 16- کدوحلوایی(تنبل)

17- لیموترش تازه 18- گندم 19- نخود 20- جوزهندی

21- کرفس 22-ریحان 23- جعفری 24- نعناع 25-ترخون

26-مرزه 27-سبزیجات گرم 28-غدمه شیرازی

 

 

غذاهای مضر برای سودایی مزاجها:

 

1- ماهی دودی 2-غذای مانده و بیات 3- غذاهای نمک سود

4- گوشت پیر 5- پنیر 6- گوشت گاو 7-آب یخ 8-ماست

9-چای

 

غذاهایی که برای سودایی مزاجها مفید است:

 

1-خوردن غذاهای گرم و تر 2- خوردن غذاهای ملین

3-عسل 4- غدمه شیرازی 5- بذرهای گرم و ملین

6- توت 7- انجیر 8- خرما 9- کشمش 10 – هل

11- دارچین 12- زیره 13- زعفران

 

تعریف تر :  هر چه سدیم زیاد داشته باشد می گوییم که تر

 

است

 

 

تعریف خشک : هر چه پتاسیم زیاد داشته باشد میگوییم

 

که خشک است

 

تعریف گرم :اگر (پی-هاش)خون بالاتر از 7 باشد (حالت

 

 قلیایی) به این حالت گرم گوییم.

 

تعریف سرد : اگر (پی-هاش) خون پایینتر از 7 باشد

 

(حالت اسیدی)به این حالت سرد میگوییم.

 

*****************************************************************

 

اخلاط اربعه :

 

1- صفرا : (ترشحات کبد) >>>>  جزو

 

آتش = گرم و خشک

2- سودا : ( رسوب خون ) >>>> جزو خاک = سرد و خشک

3- بلغم : ( سیستم لنفاوی ) >>>>جزو اب  =سرد وتر

4- خون : (دم) >>>>>>>>>>جزو هوا =گرم و تر

 

*****************************************************************

 

علائم غلبه صفرا :

 

1- تلخ شدن دهان 2- تشنگی و عطش 3- سوزش جگر 4- زبری پوست دست و صورت

5- زردی سفیدی چشم 6- کدر شدن رنگ ادرار 7- عصبی شدن 8- ناراحتی معده

9- کم اشتهائی  10- حالت تهوع  11- ترش کردن با سوزش گلو 12- سر درد

13- شقیقه درد 14- تاریکی و سیاهی رفتن چشم  15- سر گیجه  16- خشکی پوست و

ترک خوردن پوست  17- گرمی بدن (تب داربودن ) 18- جوشش فم المعده

19- دیدن خوابهای هولناک  20- شوره زدن پوست

 سر 21- وجود لکه های سفیدو قهوه ای در

 

پوست 22- بیماری آلوپسین (تیکه تیکه ریختن موها) 23- علاقه مند بودن به خوردن آب یخ

و حتی خوردن یخ  24- دچار یبوست مزاج شدن 25- تند خو شدن 26- بهانه گیر شدن

 

علائم غلبه خون ( دم ) :

 

1- شیرین شدن مزهء دهان 2- سنگینی سر 3- خمیازه کشیدن 4 – چرت زدن 5- کندی هواس

6- لزج بودن آب دهان (کش آمدن آب دهان ) 7- قرمز شدن زبان 8- خارش بدن 9- دمل و جوش

(بیشتر در قسمت پیشانی و در پشت قسمت گرده) 10- خون آمدن از لثه ها 11- کسالت و حالت

خمودگی

 

علائم غلبه بلغم :

 

1- شور شدن دهان 2- سفیدی بیش از حد پوست بدن 3- شل شدن و آبکی شدن پوست بدن 

4- سفیدی زود هنگام موها 5- سردی دست و پا 6- دیر هضم شدن غذا 7-  خواب آلودگی

8- جاری شدن آب از دهان 9- رقیق بودن آب بینی  10- کم هواسی 11- دفع ادرار به

میزان زیاد و با فشار زیاد  12- سستی وبیحالی 13- ریزش مو زود تر از موعد مقرر

13- درد معده 14- قولنج کردن 15- درد کمر و گرده (بین کتف ها یعنی ماهیچه های پشت گردن ) 16-  پا درد و زانو درد 17- بیماری لغوه و پارکینسون 18- بیماری برص و پیسی

(ویتیلگو) 19- نقرس 20- تنگی نفس 21- تپش قلب (مخصوصا زمان بیدار شدن از خواب )

22- زیاد سرفه کردن 23- ضعف مثانه 24- لکه های (قهوهای )در سفیدی چشم 

 

علائم غلبه سودا :

 

1- ترش شدن مزهء دهان 2- حرص خوردن زیاد 3- خستگی و کوفتگی بیش از حد بدن

4- لاغری بیش از حد 5- پژمردگی جسم و روح 6- بی نشاطی 7- یبوست شدید

8- خود خوری شدید 9- سوزش شدید هنگام دفع ادرار  10- تیرگی و سیاهی ادرار

11- داشتن حالت تهوع  12- مدفوع قیری و سیاه 13- بوی بد و عفونی دهان 14- تاریکی

همیشگی چشم 15- تیرگی رنگ صورت و پوست 16- دیدن خوابهای آشفته و کابوس(عجیب و غریب) 17 – شب کوری 18- سوزش معده 19- فکری بودن ( زیاد فکر کردن) 20- لکه های

سیاه در بدن 21- در معرض جذام بودن 22- خارش شدید پوست 23-خشکی و ترک پوست

و حتی خون آمدن در اثر خارش پوست 24- بیماری کولیت (قولنج معده و روده ) 25-  دچار

فراموشی شدن 26- حرص خوردن زیاد

 

****************************************************************

 

تعریف مزاج : بدن از عناصر اربعه ساخته شده

 

 که در مجموع اندامها و اخلاط اربعه را می

 

سازد.  که این اخلاط در بدن باید به حالت تعادل

 

 

 باشد.این حالت تعادل را از نظر طب قدیم مزاج

 

 گوئیم.               

 

****************************************************************

 

تعادل اخلاط اربعه = سلامتی = مزاج

 

 

انواع مزاج :

 

1-صفراوی مزاج :  اگر صفرا غلبه کند

 

2-سوداوی مزاج :  اگر سودا غلبه کند .

 

3-بلغمی مزاج :   اگر بلغم غلبه کند.

 

4- دموی مزاج :  اگر خون غلبه کند.

 

...