اواخر ماه گذشته در تالار اصلی همایش‌های بیمارستان میلاد کنفرانسی برگزار شد با این عنوان: نرمال سکس!

می‌شد حدس ‌زد این بار هم پای همایشی در میان است که با یک فیلم آموزشی شروع می‌شود و با چند مقاله خشک علمی به پایان می‌رسد اما خوشبختانه این بار، این‌طور نبود. دکتر مجد، روان‌پزشک و سخنران اصلی جلسه، حرف‌هایش را در زمینه <نرمال سکس> آن قدر ساده و روزمره به زبان آورد که همه توانستند حرف‌هایش را درک کنند و با او ارتباط برقرار کنند، به نحوی که جلسه پرسش و پاسخِ بعد از سخنرانی نزدیک به یک ساعت طول کشید. آنچه در پی می‌آید، بخشی از صحبت‌های دکتر مجد، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، در این جلسه‌است. جای چنین همایش‌هایی و چنین آموزش هایی در کشور ما بسیار خالی است..‌
یک سوال مهم:‌ ما باید مسایل جنسی را از چه کسانی یاد بگیریم؟ از پدر و مادرمان؟ دوستانمان؟‌ مگر آنها چقدر در این زمینه تخصص دارند؟ مگر آنها اطلاعاتشان را در این زمینه از چه کسانی گرفته‌اند؟ آیا از کسانی به جز پدر و مادرشان و یا دوستانشان؟ نه! من واقعا تاسف می‌خورم که ما متخصصان داریم در این مملکت زندگی‌ می‌کنیم،‌ آن‌وقت بسیاری از هموطنانمان نمی‌دانند که این خصوصی‌ترین و مهم‌ترین اطلاعات زندگی مادیشان را باید از کجا و چطور به دست بیاورند؟ تاسف می‌خورم که بسیاری از هموطنانمان نمی‌دانند رفتار جنسی بهنجار یعنی چه؟ و افتخار می‌کنم که آموزگار مسایل جنسی ام.‌


یادم هست که سال 1362 به پیشنهاد امام جماعت یکی از مساجد یافت آباد در خصوص آموزش‌های اولیه مسایل جنسی در مسجد سخنرانی کردم. آن روز، بعضی‌ها در اوایل صحبتم خیلی خشمگین به من نگاه می‌کردند، اما در اواخر جلسه احساس کردم که همه نگاه‌ها صمیمی‌تر و همراه‌تر شده و حتی در انتهای جلسه از من تشکر کردند و تشویقم کردند که این کار را ادامه بدهم. حقیقت این است که حتی از نظر مذهبی هم ما مکلفیم که تمام تعالیم جنسی را قبل از ازدواج یاد بگیریم. این حرف من نیست، حدیثی است از امام صادق (ع.) تعالیم جنسی این امام بزرگوار در احادیث پراکنده، آن‌قدر جامع و مدرن است که می‌شود یک مکتب آموزش مسایل جنسی را از آنها استخراج کرد. ‌


گرمیجات؟!‌
خیالتان را راحت کنم: گردو، پسته، بادام و سایر گرمیجات هیچ ارتباطی با غریزه جنسی ندارند. اگر قرار بود تمام مسایل و مشکلات جنسی با پسته و گردو حل بشود،‌ بنده و امثال بنده به جای این که 27 سال مداوم درس بخوانیم و امتحان بدهیم و زحمت بکشیم،‌ می‌رفتیم مغازه گردوفروشی باز می‌کردیم!‌

خیالتان را از مسئله مهم‌تری هم راحت کنم:‌ مسئله ارتباط زناشویی، ربط چندانی به دستگاه تناسلی هم ندارد. نظام جنسی ما توسط مرکزی در مغزمان کنترل می‌شود و همین مرکز است که تمام سیستم‌های تناسلی را به حرکت درمی‌آورد. محل این مرکز در مغز میانی و در سیستم لیمبیک است. لابد تجربه کرده‌اید که همه‌مان وقتی که افسرده‌ایم یا وقتی اضطراب داریم و یا وقتی که عصبانی هستیم، دیگر میل جنسی نداریم. چرا؟ چون فرمانِ میل و ارتباط جنسی باید از بالا صادر شود، از مغز. و طبیعتا این فرمان در حالت افسردگی، اضطراب و عصبانیت صادر نمی‌شود. ‌

بعد از مغز، همه چیز در کنترل هورمون‌ها و غدد مترشحه داخلی است: هیپوفیز، هیپوتالاموس، تیرویید، آدرنال، بیضه و تخمدان. هر کدام از اینها که نام بردم، اگر مشکلی پیدا کنند، ما در مسایل جنسی‌مان به مشکل خواهیم خورد. بعد از هورمون‌ها، نوبت به ژنتیک می‌رسد. یعنی اشکالات ژنتیکی هم می‌تواند منجر به اشکالات جنسی شود. آنچه بعد از ژنتیک اهمیت دارد، سیستم خونی بدن است. اگر کم‌خونی داشته باشیم یا اگر دچار تالاسمی باشیم، در روابط جنسی‌مان مشکل خواهیم داشت. بیماری‌های عفونی مثل سل و بیماریهایی نظیر دیابت هم می‌توانند ارتباط جنسی‌مان را دچار اختلال کنند.

اگر دقت کرده باشید، می‌بینید که تا این جای کار، هیچ اسمی از دستگاه تناسلی به میان نیاورده‌ام چون اهمیت آنها در روابط زناشویی خیلی کمتر از آن چیزی است که عموم مردم تصور می‌کنند. حقیقت این است که آلت جنسی برای برقراری یک ارتباط جنسی سالم در ردیف ششم اهمیت قرار دارد.


احساسات مثبت

برای یک ارتباط زناشویی سالم و بهنجار، آموزش مسایل جنسی قدم اول است اما قدم دوم، داشتن احساسات و عواطف مثبت نسبت به همسر است. باید همسرتان را صمیمانه دوست داشته باشید. معالجه احساسات منفی البته کار آسانی نیست. من سال‌هاست که مشاور ازدواجم و گه‌گاه با خودم فکر می‌کنم که ای‌کاش ما زوج‌های ایرانی 15 یا 20 سال با هم نامزد بمانیم و فقط یک سال ازدواج کنیم! چراکه به وفور دیده‌ام که بلافاصله پس از آن امضای کذایی، خیلی چیزها به هم می‌ریزد. به هر حال، اگر زن و شوهر نسبت به هم احساس مثبتی نداشته باشند در روابط زناشوییشان مشکل خواهند داشت. ‌

بیشتر مردان، طالب زنانی هستند که قابلیت‌هایشان را تایید کنند و قبولشان داشته باشند. توصیه من به تمام خانم‌ها این است که از تایید همسرتان غافل نشوید و به قول معروف، تحویلش بگیرید. این کار برای همسرتان هم تاثیرات مثبت جسمی در پی دارد، هم تاثیرات مثبت روحی. ‌

اتاق خواب

اتاق خوابی که قرار است ارتباط جنسی در آن صورت بگیرد، نقش مهمی در سلامت این ارتباط ایفا می‌کند. در اتاق خوابی که آدم به اضطراب می‌افتد، نمی‌شود یک ارتباط جنسی سالم و آرامش بخش داشت. محیط مورد نظر باید از هر حیث کاملا امن باشد. اضطراب شایع‌ترین عاملی است که در سیستم‌های گیرنده مغزی اختلال ایجاد می‌کند. ‌نکات دیگری را هم باید در ساخت و تزیین اتاق خواب مد نظر قرار داد. از جمله این‌که: رنگ اتاق خواب باید حتما روشن باشد، نور اتاق باید کافی باشد، آینه باید حتما وجود داشته باشد و بهتر است که یک موزیک ملایم و بدون کلام هم گوش‌تان را نوازش بدهد چرا که در این شرایط، مغزتان برای یک ارتباط جنسی سالم، آماده‌تر می‌شود. ‌


بدآموزی‌های جنسی

آموخته‌های غلط و غیرعلمی را باید از ذهنمان بیرون بریزیم. خیلی از دختران ما این حرف غلط را از بزرگترهایشان شنیده‌اند که مردها پس از رابطه زناشویی نسبت به همسرشان سرد می‌شوند یا از آنها دوری می‌کنند و امثال این حرف‌ها. این مسئله، بسیار شایع و مهم است. من دختران زیادی را ویزیت کرده‌ام که به خاطر همین آموزش نادرست، هنگام اولین آمیزش جنسی با همسرشان، آنقدر خودشان را منقبض کرده‌اند و به خودشان فشار آورده‌اند که دچار «واژینیسموس» شده‌اند.‌

تصورات نادرست مردان هم در خصوص مسایل جنسی، خیلی رایج و البته تاثیرگذار است. بسیاری از مردان انتظار دارند که در اولین ارتباط جنسی با همسر‌شان، پرده ضخیمی را به عنوان پرده بکارت به چشم خودشان ببینند! و یا انتظار دارند که در اولین ارتباط جنسی‌ با همسرشان، خونریزی شدیدی را شاهد باشند. اما حقیقت این است که پرده بکارت درست مثل مخاط لب، نازک و ظریف است و آن خون هم که شنیده‌اید- اگر وجود داشته باشد - چند قطره بیشتر نیست. خلاصه این که تصورات نادرست و آموزش‌های غلط در این خصوص فراوانند و تاثیرات ذهنی نامطلوبی به بار می‌آورند. ‌


بهداشت جنسی‌

زن و شوهر قبل از تماس جنسی باید یک دوش کامل بگیرند و خودشان را خوشبو کنند. استفاده از صابون خوشبو کننده به همین دلیل اهمیت دارد. موهای زاید تناسلی باید حتما تراشیده شود و سیستم‌های تناسلی را هم باید حتما شستشو داد، ترجیحا با 200 سی سی آب ولرم و یک قاشق ساولن مایع.

پس از رعایت بهداشت، نوبت به آرایش می‌رسد، آن هم یک آرایش کامل. این فرهنگ، حتی از نظر علمی هم، صحیح نیست است که خانم‌ها بیرون از منزل آرایش داشته باشند اما درون منزل و در مقابل همسرشان تصور کنند که از این کار بی‌نیازند.

توصیه می‌کنم که زن و شوهر، عطر و اودکلنشان را هم زود به زود عوض کنند. اصلا خوب نیست که آدم برای یک مدت طولانی، مثلا سی سال، فقط از یک نوع خوشبوکننده استفاده کند. شاید همسرتان با عطر و اودکلن تازه‌تان ارتباط بهتری برقرار کند. بعد از رعایت تمام این مراحل، مغازله و معاشقه آغاز می‌شود. ‌


مراحل اولیه

مغازله با بوسیدن شروع می‌شود، بنابراین تمیز بودن لب و دهان و دندان مهم است. قبل از معاشقه، از چیزهایی مثل سیگار که نفستان را بدبو می‌کند، حتما پرهیز کنید. ترجیحا چیزهایی بخورید که نفستان را خوشبو کند. بوسه معولا با لمس همراه است و منظور از لمس، تماس نرم پوست با پوست است، همان طور که یک مادر کودکش را نوازش می‌کند. لمس باید روی صورت، گردن، موها، تنه و . . . و به ملایمت انجام بگیرد. این لمس را خانم‌ها خیلی دوست دارند و بسیاری از خانم‌ها هم طی همین مرحله، ‌ارضا می‌شوند. متخصصان توصیه می‌کنند که شوهر از همسرش سوال کند که مایل است کدام قسمت از بدنش مورد لمس قرار بگیرد. در حدیثی از امام صادق (ع) هم نقل شده است که زنان در روزهای مختلف ماه، دوست دارند که قسمت‌های مختلفی از بدن‌شان مورد لمس قرار بگیرد. این حرف با توجه به تغییرات هورمونی خانم‌ها در طی ماه کاملا قابل توجیه و تفسیر علمی است. ‌


مراحل آخر


بعد از این مقدمات، زن برای مقاربت آمادگی کامل پیدا می‌کند. سیستم کلی مقاربت به شکل قطع و وصل است که منجر می‌شود انبساط عضلانی مناسبی در مجاری تناسلی خانم‌ها به وجود بیاید. حرکات جنسی باید به شکل توامان توسط مرد و زن صورت بگیرد و هیچکدام از طرفین هم نباید منفعلانه عمل کنند. مردان از نظر فیزیولوژیک خیلی زودتر از زنان ارضا می‌شوند. ‌

خروج ترشحات از سیستم تناسلی مرد به معنای ارضای جنسی است اما در زنان معمولا سیستم تناسلی در طی یک تماس جنسی کاملا مرطوب است چون غدد ویژه‌ای، نرم و مرطوب کردن مجرا را به عهده دارند. در طی مقاربت، از رد و بدل کردن کلمات عاشقانه و محبت‌آمیز هم غفلت نکنید و بعد از آن نیز از ابراز محبت به همسرتان غافل نشوید. مبادا یکی از طرفین دچار این توهم شود که همسرش او را فقط برای رابطه زناشویی می‌خواهد و بس. این تصور، تصور زجرآور و آزاردهنده‌ای است